شيخ حسين انصاريان
401
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
يك از اين علل در كار نبوده است . آنان نمىتوانستند على عليه السلام را زنده و پيروز ببينند . در جنگ صفين در زمرهء سربازان على عليه السلام بودند ولى در ساعت پيروزى بر دشمن به رويش شمشير كشيده ، پيروزى را از حضرت در ربودند . حَكم زيرك و هشيارى را كه امام على عليه السلام تعيين كرده بود ، نپذيرفتند و حكمى را كه دشمن على بود بر كرسى نشاندند ! ! اينان دشمن معاويه نيز بودند ، آن هم دشمن مسلكى ولى معاويه را نا آگاه كمك كردند ، حضرت را وا داشتند به حكميت حكمين رضايت دهد . هنگامى كه خيانت حكم آشكار شد ، سر ناسازگارى بيشترى با على عليه السلام برداشتند ، در حضور و غيابش بىحرمتى مىكردند و خود را از گزند حضرت محفوظ مىديدند ، آنان را به خود وا گذارده بود و عكس العملى در برابر رفتارها و گفتارهاى آنان نشان نمىداد . ياران على عليه السلام كه تحمل شنيدن تعبيرهاى نيشدار و سخنان اهانتآميز آنان را نداشتند ، در مقام برابرى برمىآمدند و از حضرت مىخواستند آنان را سركوب ، و زندانى كند ، ميدان آزادى و فعاليتهاى آنان را محدود سازد ولى آن حضرت موافقت نمىكرد ، مىفرمود : تا زمانى كه به ما كارى ندارند ما با آنان كارى نداريم ، اگر حرفى داشتند پاسخ مىدهيم ، حقوقشان را از بيت المال قطع نمىكنيم ، به مسجد خدا راهشان مىدهيم ، اگر دست به كشتار زدند مقابله مىكنيم . بيمارى درونى خوارج شدت پيدا كرد . از آن پس نتوانستند در كوفه بمانند چون على عليه السلام را در كوفه زنده مىديدند . از اين جهت از كوفه بيرون شدند و دستهجمعى به سوى نهروان راهى شدند ، باز هم حضرت آنان را آزاد گذاشت و كارى به كارشان نداشت .